سیاسیگزارش و تحلیلمقاله

القاعده و رژیم ایران

“القاعده و رژیم ایران”

📌مایک پومپئو وزیر خارجه ایالات متحده آمریكا، به همکاری‌های گسترده رژیم ایران و القاعده اشاره کرد، شبکه جهانی کلمه، ترجمه گزارش مستند “سازمان بین‌المللی اتحاد علیه تولید بمب اتمی توسط رژیم ایران” را در این‌باره انتشار می‌‌دهد:

این گزارش برای اولین بار اسناد محرمانه توسعه اتحاد رژیم ایران و القاعده از اوایل دهه ۱۹۹۰ تا امروز را به صورت مستند منتشر می کند.

رژیم شیعه ایران و القاعده سنی با توجه به اختلافات مبنایی شیعه و سنی که در اغلب در جوامع اسلامی وجود دارد ، همسفرانی هم‌مسیر بوده‌اند.

شکاف بین شیعه و سنی مانع از همکاری آن‌ها نشده است ، زیرا رژیم ایران و القاعده، در نفرت خود از آمریکا اشتراک داشته‌اند و هر دو به دنبال خشونت های ضدآمریکایی هرچه بیشتر ، از هر منبع و محلی بوده‌اند.

رژیم ایران به دلیل نفوذهای فکری القاعده در بخش افراطی اهل سنت، مخفیانه و غالباً از طریق نیابت با آن‌ها همکاری کرده است.

این همکاری پنهانی از اوایل دهه ۱۹۹۰ در سودان آغاز شد و پس از نقل مکان القاعده به افغانستان ادامه یافت. این همکاری‌ها حتی در خاک ایران قبل ، در حین و بعد از حملات ۱۱ سپتامبر خود را نشان داد.

برای اولین بار در ژوئیه ۲۰۱۱ ، ایالات متحده رسماً رژیم ایران را به ایجاد اتحادی با القاعده متهم کرد که شامل پناه دادن به عوامل القاعده در خاک ایران و کمک به القاعده برای حمل و نقل پول، سلاح و مبارزان این گروه علیه آمریکا بود.

اتحاد بین رژیم ایران به عنوان حاکمیتی پیشرو در حمایت از تروریسم در سطح جهان و بدنام ترین گروه تروریستی بین المللی ، تهدیدی مهیب برای منافع آمریکا است.

روابط ایران و القاعده از اوایل دهه ۱۹۹۰ و هنگامی که حسن الترابی و اسامه بن لادن در سودان دیدار کردند، آغاز شد.

پیوندهای ایران و القاعده چیز جدیدی نیست. روابط بین این دو در اوایل دهه ۱۹۹۰ آغاز شد زمانی که  حسن الترابی ، رهبر جبهه ملی اسلامی سودان ، برای شکست دشمن مشترک ، یعنی آمریکا و متحدانش ، شروع به تشویق آشتی‌ها بین سنی و شیعه کرد.

طبق  سوابق مستند دادگاه آمریكا در هنگام بمب گذاری سال ۱۹۹۸ در سفارت آمریكا ، اسامه بن لادن در خارطوم زندگی می‌كرد كه احمد عبدالرحمن حمدابی ، عالم دینی سودان ، شیخ نعمانی ، فرستاده ایران را برای ملاقات با رهبران القاعده آورد.

در نتیجه این دیدار ، رژیم ایران و القاعده  به  توافق نامه غیر رسمی برای همکاری ارائه مواد منفجره ویژه ، اطلاعاتی، امنیتی و آموزش نیروهای سازمان بن لادن توسط رژیم ایران، دست یافتند.

طبق گزارش کمیسیون تحقیق ۱۱ سپتامبر، بحث در سودان بین القاعده و عوامل ایرانی منجر به توافق غیررسمی برای همکاری علیه اسرائیل و ایالات متحده شده است. این دیدار  اولین  دیدار از سری دیدارهای ایران و القاعده بود.

در گزارش کمیسیون تحقیق ۱۱ سپتامبر بخشی اختصاصاً به تحقیق در مورد روابط رژیم ایران با القاعده، با عنوان ” کمک حزب الله و رژیم ایران به القاعده ” درباره روابط رژیم ایران ، القاعده و حزب الله (۱۹۹۲-۱۹۹۶) اختصاص دارد.

در این گزارش  آمده است که اندکی پس از جلسات مشترک در سودان در اواخر سال ۱۹۹۱ یا ۱۹۹۲ ، عوامل و نیروهای عملیاتی ارشد القاعده برای آموزش در زمینه مواد منفجره به ایران سفر کرده‌اند و تحت آموزش قرار گرفته‌اند.

در پاییز ۱۹۹۳ ، هیئت دیگری از این دست برای آموزش بیشتر به دره بقاع لبنان رفت. بن لادن علاقه ویژه ای به یادگیری نحوه به‌کارگیری بمب های کارگذاشته شده در کامیون مانند بمبی که باعث کشته شدن ۲۴۱ تفنگدار آمریکایی در لبنان در سال ۱۹۸۳ شد ، نشان داد.

رابطه القاعده و رژیم ایران نشان داد که اختلافات سنی-شیعه لزوماً مانعی غیرقابل عبور برای همکاری در عملیات های تروریستی توسط رژیم ایران و القائده نبودند.

حزب الله که در سال ۱۹۸۲ به دستور سپاه تاسیس شد ، به عنوان یک واسطه اصلی بین رژیم ایران و القاعده عمل کرده است.

سپاه پاسداران در اوضاع آشفته جنگ داخلی لبنان در اوایل دهه ۱۹۸۰ از نظر عملیاتی و مالی از حزب الله پشتیبانی کرد و این امکان را به وجود آورد که حزب‌الله به یک سازمان مهلک حرفه‌ای تبدیل شود.

ایجاد و حفظ حزب الله نه تنها برای صادرات ایدئولوژی فرقه‌ای جمهوری اسلامی مفید بود، بلکه یک گروه تروریستی مناسب را برای رژیم ایران فراهم کرد که از طریق آن بتواند بدون پیگرد فعالیت کند.

بنابراین ، رژیم ایران ضمن همکاری با القاعده از طریق حزب الله توانست خطرات همکاری مستقیم با القاعده را رفع کند. پس از جلسه خارطوم با شیخ نعمانی ، رژیم ایران  با حزب الله مشورت کرد و القاعده برای اعزام گروهی به لبنان دعوت شد.

القاعده نه تنها با آموزش نظامی و تبلیغاتی از لبنان بیرون آمد ، بلکه مقدار زیادی مواد منفجره از ایران دریافت کرد که در انفجار اهدافی در آفریقای شرقی استفاده می‌شد.

عماد مغنیه ، مغز متفکر تروریست‌های حزب الله  مسئول  بمب گذاری در پادگان بیروت در سال ۱۹۸۳ بود ، که به اسامه بن‌لادن الهام بخشید تا حملات همزمان و هماهنگی را به عنوان یک عملکرد منظم انجام دهد و این مشخصه‌ی بیشتر عملیات های بعدی القاعده بوده است.

علاوه بر این، آموزش‌دهندگان نیروهای القاعده، کارشناسان نظامی جمهوری اسلامی بوده‌اند که آموزش جنگجویان القاعده در سودان ، لبنان (در اردوگاه حزب الله) و در ایران را برعهده داشته‌اند.

بین سال‌های ۱۹۹۶-۲۰۰۰ رژیم ایران روابط خود را با القاعده در افغانستان تقویت کرد، رژیم ایران “پشتیبانی مادی” از القاعده را برای اجرای بمب‌گذاری و انفجار سفارت آمریکا در سال ۱۹۹۸ که منجر به کشته شدن ۲۲۳ نفر و زخمی شدن هزاران نفر شد ، را به‌عهده داشته است.

پس از اخراج القاعده از سودان، به‌دلیل تلاش ناموفق برای ترور حسنی مبارک رئیس جمهور وقت مصر و انتقال مجدد نیروهای القاعده به افغانستان در سال ۱۹۹۶ ، رژیم ایران همچنان به القاعده کمک می کرد.

در اواسط دهه ۱۹۹۰ ، “مصطفی حمید” مقام ارشد القاعده، در یک مذاکره سری، از سوی اسامه بن لادن با رژیم ایران مذاکره کرد که نتیجتا به بسیاری از اعضای القاعده اجازه عبور امن از ایران به افغانستان داده شد.

طبق نتایج آن مذاکره، رژیم ایران سفر جنگجویان القاعده از طریق ایران به افغانستان را تسهیل می کند و به مرزبانان ایرانی دستور داده می شود که گذرنامه نیروهای القائده را مهر نکنند ، این اقدام برای جلوگیری از سوظن دولتهای آنها در مورد سفر آنها به ایران و افغانستان صورت گرفت.

از این رابطه‌ی در حال رشد ، شواهدی گزارش شده است که بین سالهای ۱۹۹۶ و ۱۹۹۸ ، تقریباً ۱۰ درصد تماسهای خروجی اسامه بن لادن با رژیم ایران بوده است.

برای اولین بار ، در ۷ آگوست ۱۹۹۸ ، القاعده با موفقیت از تاکتیک‌های تروریستی رژیم ایران و حزب الله استفاده کرد و به نتیجه مخربی رسید. القاعده دو بمب گذاری انتحاری همزمان با کامیون در خارج از سفارتخانه های ایالات متحده در نایروبی کنیا و دارالسلام تانزانیا انجام داد که منجر به کشته شدن ۲۲۳ نفر و زخمی شدن هزاران نفر شد.

پس‌از بمب گذاری سفارت‌ها، دفتر دادستان ایالات متحده آمریکا، کیفرخواستی علیه تشکیلات القاعده و بن لادن، اقامه کرد. در بخش کلیدی کیفرخواست، به صراحت آمده است: القاعده ضمن اتحاد با جبهه ملی اسلامی در سودان، با رژیم ایران و گروه تروریستی وابسته به آن حزب الله، برای همکاری در برابر دشمنان مشترک آنها یعنی غرب و به ویژه ایالات متحده به توافق رسیده است.

در نوامبر ۲۰۱۱ ، برای یک قاضی دادگاه منطقه‌ای ایالات متحده اثبات شد، که رژیم ایران به دلیل حمایت‌های مالی و پشتیبانی از القاعده برای اجرای عملیات بمب گذاری مقصر است. طبق تحقیقات این قاضی ، رژیم ایران با استفاده از مکانیزمی پیچیده‌ بمب‌های کامیونی انتحاری قدرتمند را با کمک، پشتیبانی و طراحی حزب‌الله، در اختیار اسامه بن لادن و القاعده قرار داده است.

آغاز بمب گذاری‌های گسترده علیه ایالات متحده توسط القائده، پس از دیدار سران القائده با مقامات و مأموران ایرانی کلید خورد، بن‌لادن و القاعده تا پیش‌از آن، تخصص فنی لازم برای انجام بمب‌گذاری های سفارت ایالات متحده آمریکا در نایروبی و دارالسلام را نداشتند. رژیم ایران از طریق حزب الله به بن لادن و القاعده آموزش به‌کارگیری مواد منفجره دادند و به عوامل القاعده کمک مستقیم کردند.

رژیم ایران مشتاق همکاری بیشتر با القاعده بود ، اگرچه در این مورد اسامه بن لادن تمایل چندانی نداشت. در گزارش کمیسیون تحقیقات ۱۱ سپتامبر آمده است: اطلاعات به‌دست آمده، نشان دهنده تداوم تماس ها بین مقامات امنیتی ایران و شخصیت های ارشد القاعده پس از بازگشت بن لادن به افغانستان است.

قاضی اظهار داشت که در سالهای منتهی به بمب گذاری ناو جنگی “کول” ایالات‌ متحده در یمن، رژیم ایران مستقیماً در ایجاد شبکه القاعده در یمن نقش داشت و از آموزش و تدارکات القاعده در منطقه خلیج فارس پشتیبانی می کرد.

📌نقش رژیم ایران در حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر

در گزارش کمیسیون تحقیق ۱۱ سپتامبر آمده است که، شواهد محکمی وجود دارد که رژیم ایران ترانسفر اعضای القاعده به داخل و خارج از افغانستان و در داخل ایران از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۱ تا قبل از ۱۱ سپتامبر را به عهده داشته است. برخی از این افراد، هواپیماربایان حملات ۱۱سپتامبر بوده‌اند.

همچنین شواهد عینی وجود دارد که عوامل ارشد گروه تروریستی حزب الله لبنان، در طی سفر هواپیماربایان حملات ۱۱سپتامبر به ایران، آن‌ها را هم‌راهی می‌کرده‌اند.

این تحقیقات، شواهدی را نشان داده است که در آن رژیم ایران و حزب الله از برنامه ریزی برای حملات ۱۱ سپتامبر آگاه بوده‌اند.

به گفته  نیویورک تایمز ، دو جداشده از وزارت اطلاعات ایران شهادت داده اند که مقامات ایرانی از حملات ۱۱ سپتامبر اطلاع قبلی داشته اند و یکی از این دو فرد نیز گفته‌اند که رژیم ایران در برنامه ریزی حملات ۱۱سپتامبر نقش مستقیم داشته است.

این پناهجویان امنیتی، بعنوان شاهد پرونده ای که توسط خانواده قربانیان حملات ۱۱ سپتامبر علیه رژیم ایران تشکیل شده است ، فراخوانده شده اند.

اسناد دادگاه همچنین شامل اظهارات اعضای ستاد کمیسیون تحقیقات ۱۱ سپتامبر ، من‌جمله دیتریش اسنل ، دادستان ارشد تروریسم در وزارت دادگستری ایالات متحده است که طی اظهارنامه‌ای بیان داشت که اسناد و شواهد روشن و قانع کننده ای وجود دارد که رژیم ایران حمایت مادی و پشتیبانی از القاعده در برنامه ریزی و اجرای حملات ۱۱ سپتامبر را بر عهده داشته‌است.

در دسامبر ۲۰۱۱ ، قاضی جورج دانیلز ، مسئول پرونده حکم داد که رژیم ایران مسئول حملات ۱۱ سپتامبر است.

وی همچنین خاطرنشان کرد که رژیم ایران با فراهم آوردن پناهگاهی امن برای رهبران القاعده و اعضای بلندمرتبه القاعده در ایران ، همچنان به پشتیبانی و منابع مادی خود از القاعده ادامه می دهد.

در تاریخ ۹ مارس ۲۰۱۶ ، دادخواست مدنی که توسط دو شرکت بیمه و خانواده های قربانیان حملات ۱۱ سپتامبر تنظیم شده بود ،  به  یک حکم محکومیت چند میلیارد دلاری علیه ایران منجر شد.

 در سال ۲۰۱۱ ، قاضی جورج دانیلز دریافت که جمهوری اسلامی کاملا از القاعده پشتیبانی کرده‌است. پشتیبانی مالی همراه با برنامه‌ریزی ، تسهیل در سفر ، آموزش هواپیماربایان، ارائه خدمات تدارکات ، پولشویی ، آموزش سلاح ، مشاوره و کمک تخصصی ، واگذاری خانه‌های امن ، اسناد شناسایی با نام‌های دیگر و ترانسفر بوده‌است.

به گفته وکلای شاکیان ، محکومیت ایران در رای نهایی، بیش از ۲۱ میلیارد دلار خواهد بود و به شاکیان این حق را می دهد که به همین مقدار، از دارایی‌های توقیفی ایران در خارج دریافت کنند.

در یک مصاحبه در سال ۲۰۱۸ در تلویزیون حکومتی ایران ، محمدجواد لاریجانی دبیر سابق شورای حقوق بشر جمهوری اسلامی، روابط رژیم ایران با القاعده را تأیید کرد و اظهار داشت:  نظام موافقت کرد، سفر برخی از آنها [اعضای القاعده] به ایران به دلیل اینکه پروازها ترانزیتی بوده‌اند ، بدون مهر زدن گذرنامه‌هایشان انجام گیرد.

روابط حسنه‌ی ایمن الظواهری با رهبری ایران برای دستیابی اعضای القاعده به پناهگاهی امن در ایران، در جریان حمله آمریکا به افغانستان بسیار تاثیرگذار بود.

پس از آغاز عملیات اکتبر ۲۰۰۱ برای آزادی افغانستان در پاسخ به حملات ۱۱ سپتامبر ، بسیاری از اعضای القاعده ، از جمله اسامه بن لادن ، به مناطق قبیله ای پاکستان غربی فرار کردند. تعدادی از عناصر اصلی القاعده نیز با کمک مقامات ایرانی به ایران فرار کردند. به عنوان مثال ، در اواخر سال ۲۰۰۱ ، یک عامل ارشد القاعده مستقر در ایران “مصطفی حمید” مجوز انتقال خانواده های سران القاعده به ایران را از رهبری جمهوری اسلامی دریافت کرد.

در سال ۲۰۰۳، واشنگتن پست  گزارش داد: پس از سقوط حکومت طالبان در افغانستان، ایمن الظواهری و احمد وحیدی وزیر سابق دفاع دولت ایران در سال ۲۰۰۱ مذاکراتی انجام دادند که طی آن، پاسدار وحیدی، به الظواهری قول داد تا اسناد سفر و جایگاه‌های امن در ایران برای رهبران القاعده که در کوههای تورابورا گرفتار شده بودند فراهم کند و این وعده صورت پذیرفت.

بر اساس اسناد، اعضای اصلی عملیاتی القاعده در ایران اقامت گزیدند، از جمله شخصیت های افراطی مانند سیف العادل (رئیس امنیت) ، سعد بن لادن (پسر اسامه ، مقام ارشد) ، عبدالله احمد عبدالله (ملقب به ابومحمد) المصری ، مدیر مالی القاعده) و ابومصعب الزرقاوی (فرمانده آینده القاعده در عراق).

القاعده ایران را یک پایگاه قابل قبول می‌داند.

القاعده تحت حمایت و حفاظت نیروی قدس سپاه، از ایران به عنوان پایگاه عملیاتی استفاده کرده و می كند. یکی از اعضای القاعده  اشاره کرد که ایرانی‌ها برای ما میهمان‌نوازان خوبی بودند.

رژیم ایران با اعطای پناهگاه به اعضای القاعده، مستقیماً قطعنامه ۱۳۹۰ شورای امنیت سازمان ملل را که ممنوعیت پناه دادن به اعضای القاعده را مورد تاکید قرار داده است ، نقض کرده است.

ابوحفص موریتانی، یکی از چهره های مهم القاعده که تقریباً یک دهه پس از ۱۱ سپتامبر در ایران بود ، اظهار کرد که اعضای القاعده توافق کردند که در ازای اعطای پناهگاه امن در ایران، القاعده در داخل خاک ایران حملاتی انجام ندهند.

در ازای قرارداد مخفی عدم حمله القاعده به منافع رژیم ایران، جمهوری اسلامی با هدف پیشبرد اهداف منطقه‌ای خود، به القاعده اجازه می دهد تا از قلمرو ایران برای طراحی حملات تروریستی در خارج از ایران و همچنین حمل و نقل پول ، اسلحه و ستیزه‌جوهاش در سراسر منطقه استفاده کند.

مخفی شدن پشتیبانی رژیم ایران از القاعده پس از ۱۱ سپتامبر

پس‌از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر و بعد از آنکه جامعه بین المللی انحلال القاعده را اولویت اصلی خود قرار داد، رژیم ایران روابط خود با این سازمان را به شدت مخفی کرد و در بعضی مواقع خود را به عنوان دشمن القاعده وانمود كرد.

طبق گفته ماتیو لویت و مایکل جاکوبسون، تحلیل گران “اندیشکده واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک” دشمن خطاب کردن القاعده از سوی رژیم ایران، پوششی برای معاملات مداوم تهران با این سازمان بود و حمایت این رژیم از القاعده در همان اثنا ادامه داشته‌است.

در سال ۲۰۱۰ ، ژنرال دیوید پترائوس به عنوان سرفرماندهی کل ارتش ایالات متحده آمریکا در منطقه خاورمیانه، شرق آفریقا و آسیای مرکزی، گزارش داد كه القاعده همچنان  از ایران به عنوان یك قطب اصلی همیاری استفاده می كند ، رژیم ایران رهبران ارشد القاعده را در منطقه به هرکجا که نیاز باشد متصل می كنند.

ایران، پناهگاه القاعده

سیف العدل ، متهم به طراحی بمب گذاری در سفارت ایالات متحده در سال ۱۹۹۸، پس از نزدیک به ۱۵ سال اقامت در ایران، در سوریه مستقر شد.

از سال ۲۰۰۱، ایران عوامل اصلی القاعده را در پناه خود داشته است. تشکیلات عملیاتی این گروه بین ایران و پاکستان به دو گروه تقسیم شدند، اولین بخش از ساختار اصلی عملیاتی القاعده به ایران اعزام شدند.

این گروه توسط رئیس کمیته امنیتی القاعده، سیف العدل و رئیس بخش آموزش القاعده، عبدالله احمد عبدالله(با نام مستعار ابومحمد المصری) هدایت می شد. همچنین دو پسر اسامه بن لادن، حمزه و سعد بن لادن اعضای این گروه بودند.

وزارت امور خارجه آمریكا در سال ۲۰۱۰ طی گزارش‌هایی در مورد تروریسم نوشت كه برخی از اعضای اصلی القاعده پس از سقوط رژیم طالبان در افغانستان به ایران فرار کردند، اما رژیم ایران بارها در برابر استرداد اعضای القاعده به كشورهای مبدا یا كشورهای ثالث برای بازجویی یا دادرسی، مقاومت كرده است.

در ژانویه ۲۰۰۹، وزارت خزانه داری ایالات متحده، دارایی چهار عامل اصلی القاعده مستقر در ایران، از جمله سعد بن لادن پسر بزرگ اسامه را مسدود کرد. در حقیقت، همانطور که در سال ۲۰۰۳ گزارش شد، از زمان ورود سعد به ایران او نقش فعال‌تری را در هدایت القاعده بر عهده گرفته و به عنوان یک رهبر ارشد تصمیم‌گیر شناخته شده است.

رژیم ایران در اواخر سال ۲۰۰۸ به سعد اجازه بازگشت به پاکستان را داد. در مارس ۲۰۱۰ ، القاعده در مذاکره درباره بازگشت نیروی ایرانی که به مدت ۱۵ ماه در دست طالبان در پاکستان اسیر بود، به رژیم ایران کمک کرد. این اتفاق خود به نشانه خطرناک دیگری از افزایش همکاری‌های رژیم ایران و القاعده اشاره داشت.

رژیم ایران در ازای کمک به آزادی نیروی خود، مساعدت‌های بیشتری برای عوامل القاعده مستقر در قلمرو ایران عرضه کرد. به عنوان یک نمونه، سیف العدل، مقام ارشد و استراتژیست نظامی القاعده که  گفته می شود اکنون در سوریه اقامت دارد، از حمایت‌های گسترده‌ای برخوردار شد.

در ژوئیه ۲۰۱۸، یک هیئت متخصص از سازمان ملل متحد، به نام تیم تحلیلی تحریم ها، که برای قطعنامه های ۱۵۲۶(۲۰۰۴) و ۲۲۵۳(۲۰۱۵) منصوب شد، دریافت که رهبران القاعده در ایران با آموزشهای تروریستی که توسط سپاه دیده‌اند، در عملیات مخرب خود رشد کرده اند. به عنوان مثال طراحی‌های تروریستی الظواهری و نمایش قدرت او بسیار موثرتر از آنچه که قبلاً انجام داده بود شد.

در نوامبر سال ۲۰۲۰ ، نیویورک تایمز فاش کرد عبدالله احمد عبدالله ، ملقب به ابومحمد المصری ، در۷آگوست ۲۰۲۰ در تهران ترور شد.

المصری دستور القاعده برای حمله انفجاری به سفارت های ایالات متحده در کنیا و تانزانیا را در ۷ اوت ۱۹۹۸ صادر کرد. وی در بیست و دومین سالگرد آن حملات توسط دو فرد مسلح موتورسوار کشته شد.

به گفته یك مقام ارشد آمریكایی ، مأموران اسرائیلی که با هماهنگی آمریكا عمل می كردند ، این ترور را انجام دادند. طبق گزارشات ، المصری از سال ۲۰۱۵ در منطقه مجلل تهران آزادانه زندگی می کرد.

رسانه های اسرائیلی با استناد به منابع اطلاعاتی گفتند رژیم ایران محیطی آرام و بی‌دردسر برای المصری فراهم ساخته بود تا او بتواند عملیات تروریستی علیه اهدافی در سراسر جهان انجام دهد.

اعضای القاعده از پناهگاه امن خود در ایران ، عملیات تروریستی زیادی را برنامه ریزی کرده اند که منجر به کشته شدن ده ها نفر من‌جمله آمریکایی‌ها شده است.

بمب گذاری های ریاض در سال ۲۰۰۳ ، توسط سران القاعده در ایران طراحی و مدیریت شده است. در ۱۲ مه ۲۰۰۳ ، نیروهای القاعده به ساختمانهای مسکونی که کارگران خارجی در ریاض عربستان سعودی مستقر بودند حمله کردند و ۳۵ نفر از جمله ۸ آمریکایی را کشتند.

گفته می شود این حملات توسط سرام القاعده‌ی ایران ، به ویژه سیف العدل و سعد بن لادن ، برنامه ریزی و دستور داده شده است.

به گفته  منابع اطلاعاتی ، سعد در ایران همچنین در برنامه ریزی برای بمب گذاری انتحاری در یک کنیسه در تونس در ۱۱ آوریل ۲۰۲۰ شرکت داشت که ۲۱ کشته برجای گذاشت.

نامه رهگیری شده که ایمن الظواهری ، رهبر فعلی القاعده در سال ۲۰۰۸ به سپاه ارسال کرده است ، روابط بسیار عمیق تری بین ایران و القاعده را از آنچه قبلا تصور می شد ، نشان داد. این مکاتبات پس از حملات ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۸ ، به سفارت آمریکا در صنعا ، یمن ، که منجر به کشته شدن ۱۹ نفر شد ، انجام شد.

روزنامه دیلی تلگراف اظهار داشت ، در این  نامه ، رهبران القاعده با تشکر از سخاوت رژیم ایران ، اظهار داشتند كه بدون كمك های مالی و زیرساختی رژیم ایران ، انجام این حملات تروریستی برای این گروه امكان پذیر نبود.

همچنین ایمن الظواهری از رژیم ایران تشكر كرد که پس از اینکه القاعده مجبور به ترک پایگاه‌های تروریستی خود در عراق و عربستان سعودی شد، در ایجاد پایگاه های جدید در یمن به آنها کمک کرده است.

یکی دیگر از تهدیدهای جدی القاعده‌ی ایران ، توطئه برای نابودی قطار نیویورک به تورنتو است که در آوریل ۲۰۱۳ خنثی شد. پس از دستگیری دو تروریست ، Royal Canadian Mounted جیمز مالیزیا ، مقام پلیس ایالات متحده گفت ، این افراد از القاعده‌ی ایران پشتیبانی می شدند.

از سویی بستر امن ایران برای ابومصعب الزرقاوی به او این فرصت را داد تا شاخه القاعده عراق را مدیریت کند.

رژیم ایران به ابومصعب الزرقاوی برای تأسیس شاخه القاعده عراق کمک کرد، شاخه‌ای از القاعده كه تعداد زیادی از مردم عراق و آمریكا را به قتل رساند. زرقاوی تحت مدیریت و حمایت سپاه قدس در مصونیت کامل عملیاتی فعالیت می کرد.

همچنین، طبق اسنادی که توسط سازمان اطلاعات ارتش آمریکا در سال ۲۰۱۰ انتشار یافته، رژیم ایران میانجیگری یک قرارداد تسلیحاتی بین کره شمالی و گلبدین حکمتیار ، رهبر شبه نظامی افغان وابسته به القاعده را انجام داده است.

 طبق گزارش‌ها ، حکمتیار در سال ۲۰۰۵ با کمک جمهوری اسلامی، از ایران به کره شمالی سفر کرد تا قراردادی برای به دست آوردن موشک های کنترل از راه دور برای حمله به هواپیماهای ائتلاف در افغانستان با کره شمالی ببندد.

پایان

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: