سیاسیمقاله

بررسی سوابق و عملکرد مصطفی الکاظمی، نخست وزیر عراق

با سقوط رژیم بعثی عراق در سال ۲۰۰۳ و روی کار آمدن دولت های جدید در این کشور، پیوسته نخست وزیرانی بر سر کار آمدند که عمدتا از احزاب و نیروهای پرورش یافته از سوی رژیم ایران بودند.

رژیم ایران در طول سالهای جنگ ایران و عراق و بعد از آن، پذیرای گروههای سیاسی شیعه عراق گردید و امکانات فراوانی در اختیار آنها قرار داد.
مجلس اعلای اسلامی عراق و حزب الدعوه عمده ترین گروههای سیاسی بودند که در ایران حضور داشتند و با سقوط دولت عراق برای به دست گرفتن قدرت وارد این کشور شدند.

نخست وزیرانی که در دوره ی بعد از سال ۲۰۰۳ بر سرکار آمدند، اکثر آنها به نوعی از سیاست های رژیم ایران پیروی می کردند و خود را تابع آن می دانستند. بنابراین، کشور عراق به منطقه نفوذ ایران تبدیل شد، و سیاست های کلان آن نه در راستای تحقق منافع ملی بلکه در جهت همسویی با سیاست های جاه طلبانه ی ایران در منطقه بود؛ نوری المالکی و حیدر العبادی از حزب الدعوه و عادل عبدالمهدی از مجلس اعلای اسلامی عراق از آن جمله کسانی بودند که همگی سابقه اقامت در ایران را داشتند و از لحاظ فکری و سیاسی نیز از رژیم ایران تبعیت می کردند.

این امر باعث گسترش فقر و بیکاری، پدید آمدن فساد دولتی و قدرت گرفتن گروههای موازی دولت شد که شعله ور شدن آتش خشم ملت عراق را در سال ۲۰۱۹ سبب گردید؛ تظاهرات گسترده ای در سرتاسر عراق به دلیل فقر، بیکاری، فساد، عدم شفافیت، دخالت ایران، گرانی و.. برگزار شد که مدتها طول کشید و سبب گردید عادل عبدالمهدی نخست وزیر عضو مجلس اعلای اسلامی عراق از منصب خود استعفا دهد.

برای مدتی عراق بدون دولت بود، عدنان الزرفی وابسته به حزب الدعوه برای پست نخست وزیری کاندید شد ولی بعد از مدتی منصرف شد.

در می سال ۲۰۲۰ ، الکاظمی به نخست وزیری عراق رسید، وی با تمامی کسانی که عهده دار این منصب بودند از لحاظ سوابق سیاسی، تصدی مسئولیت ها و عدم وابستگی به احزاب سیاسی شیعه، متفاوت بود.

مصطفی الکاظمی در بغداد متولد شد و تحصیلات خود در آنجا در رشته حقوق به پایان رساند سپس بعد از خروج از عراق در سال ۱۹۸۵ به صف مخالفان صدام حسین پیوست، اما از عضویت در هیچ یک از احزاب سیاسی موجود خودداری کرد.

بعد از سقوط صدام، وی به عراق بازگشت و برای چندین سال در روزنامه نگاری و مستند سازی فعالیت نمود و در نهایت در سال ۲۰۱۶ پست ریاست سازمان اطلاعات ملی عراق به او واگذار شد.

وبسایت خبری-مطالعاتی المانیتور، در صفحه ای که الکاظمی در آن مطلب می نویسد، وی را چنین معرفی می کند ” نویسنده عراقی که در دفاع از دموکراسی و حقوق بشر تخصص دارد. او تجربه گسترده ای در زمینه مستند سازی شهادت های زنده و بایگانی مستندهای مرتبط با اقدامات سرکوبگرانه دارد. تالیفات وی: مسئله عراق ، نگرانی های اسلامی ، علی ابن ابیطالب ، امام و انسان که مهمترین آنها “نگرانی های انسان دوستانه” است که در سال ۲۰۰۰ توسط اتحادیه اروپا به عنوان بهترین کتاب نوشته شده توسط یک پناهنده سیاسی انتخاب شد.”

در دوران تصدی پست ریاست سازمان اطلاعات ملی عراق، الکاظمی توانست به خوبی فعالیت ها این سازمان را بهبود بخشد و در نبرد با داعش نقش محوری ایفا نمود. وبسایت بی بی سی فارسی در گزارش خود در مورد الکاظمی چنین نوشته است:
“در سال ۲۰۱۶ با ظهور داعش، او رئیس سازمان اطلاعات ملی عراق شد. یک پست ناموزون با شغل روزنامه‌ نگاری و فعال حقوق بشری در خاورمیانه. طرفدارنش می‌گویند او توانست سازمان اطلاعات عراق را از وابستگی به احزاب سیاسی دور کند و آن را علیه داعش سازماندهی کند. او در جنگ داعش روابط نزدیکی با سازمان ‌های اطلاعاتی اروپا و آمریکا داشت و دوستان زیادی پیدا کرد.”

گویا الکاظمی قبل از رسیدن به نخست وزیری، در طی تصدی پست وزارت اطلاعات ملی عراق موفق شده بود روابط خوبی را با سازمان های اطلاعاتی غربی برقرار کند که می توانست در دوران نخست وزیری نیز مورد استفاده قرار گیرد.

روزنامه ی فرا منطقه ای الشرق الاوسط در گزارشی در این مورد چنین نوشت:
“الکاظمی،نخست وزیر عراق دارای شخصیت قوی است و می خواهد عراق به طور مستقل اداره شود و شاید بدین دلیل است که از سوی یک گروه ستیزه جوی وابسته به ایران به دست داشتن در قتل قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس در بغداد متهم شده است.”

وبسایت شبکه آمریکایی عربی زبان الحره نوشت: “ابوعلی العسکری از مسئولان امنیتی گروه ستیزه جوی کتائب حزب الله، الکاظمی را به همکاری با آمریکايی ها جهت قتل قاسم سلیمانی متهم نمود.”

از سوی دیگر وبسایت خبری تحلیلی آتلانتیک در مورد الکاظمی چنین عنوان می کند: “الکاظمی با نخست وزیران سابق تفاوت عمده دارد، او با ایران رابطه نزدیک نداشته و در ایران زندگی نکرده، وی سالهای طولانی در آمریکا و انگلستان سپری نموده و بنابراین روابط حسنه ای نیز با این دو کشور دارد.”

از همان روزهای اول به نظر رسید که الکاظمی شیوه ای کاملا متفاوت از نخست وزیران سابق در پیش گرفته است، وی کابینه ی خود را تقریبا بین گروههای عمده قومی-مذهبی عراق تقسیم نمود، وزارت دفاع را به سنی ها، وزارت امور خارجه را به کردها و وزارت نفت را به شیعیان واگذار نمود. اما شاید چالش بزرگ الکاظمی تلاش وی برای در انحصار درآوردن حمل سلاح در اختیار دولت عراق است، چون این امر سبب می شود تا گروههای ستیزه جوی مسلح طرفدار ایران خلع سلاح شوند. این گروهها در عراق نقش موازی با نیروهای پلیس و ارتش این کشور ایفا می کنند و از لحاظ فکری و عقیدتی بیشتر از رژیم ایران و خامنه ای تبعیت و پیروی می کنند.

الکاظمی مدتی بعد از به دست گرفتن پست نخست وزیری در ژوئن امسال به نیروهای ضد تروریستی عراق دستور داد تا به مقر گروه کتائب حزب الله در بغداد حمله کنند، در این حمله ۱۳ تن از آنان دستگیر می شوند.

وبسایت خبری آلمانی دویچه وله در این زمینه عنوان کرد “”نیروهای امنیتی عراق شامگاه پنجشنبه (۲۵ ژوئن) در منطقه الدوره در جنوب بغداد به یکی از مراکز “کتائب حزب الله”، نیروی مسلح تحت حمایت جمهوری اسلامی ایران، حمله بردند و چندین نفر را دستگیر کردند.
این بزرگترین حمله آشکاری است که نیروهای عراقی به یک گروه شبه
‌نظامی مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران انجام می‌دهند.”

گروه ستیزه جوی کتائب حزب‌الله برای چندین عملیات نظامی، از جمله حمله به یک پادگان محل استقرار نیروهای آمریکایی، مسئول شناخته می‌شود.

این اقدام الکاظمی، هدف او برای محدود نمودن و از بین بردن نفوذ ایران در عراق را مشخص کرد. ولی طولی نمی کشد که وی بر اثر فشار وارده از سوی این گروههای مسلح ناچار می شود، تمامی اعضای کتائب حزب الله دستگیر شده را آزاد کند. گروههای ستیزه جوی وابسته به ایران حملات تبلیغاتی گسترده ای علیه الکاظمی انجام داده و حتی بخشی از نیروهای آنها کاخ ریاست جمهوری و مقر فرماندهی نیروهای ضد تروریسم عراق در بغداد را محاصره میکنند.

وبسایت الحره این قضیه را اینگونه توصیف میکند:
” بعد از دستگیری تعدادی از اعضای کتائب حزب الله، گروهی از ستیزه جویان آنها به فرماندهی عبدالعزیز المحمداوی معروف به ابوفدک و ابو زینب اللامی کاخ ریاست جمهوری و مقر فرماندهی نیروهای ضد تروریسم را برای فشار به دولت برای آزادی اعضای خود، محاصره نمودند.”

اکنون تحلیلگران بر این عقیده هستند که مصطفی الکاظمی نخست وزیری است که عملکرد او تاکنون نشان داد، مایل است کشورش از یوغ سلطه و نفوذ ایران رهایی یابد.

در این مدت کوتاه زمامداری؛ وی تلاش نمود تا قدرت گروههای ستیزه جوی وابسته به ایران را محدود کند، روابط عراق را با کشورهای همجوار عربی به خصوص کشور سعودی گسترش دهد و پایه های قدرت و سلطه دولت عراق را تحکیم بخشد.

الکاظمی در دیدار چند روز گذشته خود از واشنگتن و دیدار با مسئولان دولت آمریکا از توافق برای همکاری استراتژیک بین دو کشور خبر داد، روزنامه ی اماراتی الاتحاد در خصوص دستاوردهای سفر وی به واشنگتن، اظهاراتش را چنین بازتاب داد:
“گفتگوهای استراتژیک با آمریکا نتایجی بسیار مهمی را در پی داشت و شیوه های همکاری امنیتی، اقتصادی، آموزشی و سایر بخش ها مورد بحث و گفتگو قرار گرفت. وی در این گفتگوها بر احترام حق حاکمیت عراق و همکاری استراتژیک با ایالات متحده تأکید کرد.”

علاوه بر این، روزنامه بحرینی اخبار الخلیج نیز از قول قحطان الجنابی سفیر عراق در ریاض خبر داد، الکاظمی به همراه ۵ وزیر کابینه ی خود قرار است بزودی از کشور سعودی دیدار کند و زمینه گسترش روابط با این کشور به خصوص در بخش های اقتصادی و انرژی و صادرات نیروی برق به عراق را فراهم نماید.

با توجه به آنچه عنوان شد، می توان چنین نتیجه گیری کرد، که عراق در حال حاضر صحنه رقابت بین دو جریان است، یکی جریان ملی که خواهان برقراری دولتی مستقل در عراق است و دیگری وابسته به ایران به رهبری گروههای ستیزه جوی فرقه ای که خواهان استمرار سلطه و نفوذ ایران بر عراق است.

در آینده چه خواهد شد؟ موضوعی است که تنها به کشور عراق محدود نیست بلکه به تمامی منطقه، وضعیت سوریه، جنگ در یمن و موضع دولتمردان ایران در قبال مسائلی همانند پرونده ای هسته و موشکی ایران و همچنین واکنش آمریکا و کشورهای غربی به این موضوع ربط دارد.

بدون شک انتخابات آینده ی آمریکا نیز عامل تأثیر گذار مهم دیگری است که می تواند در موفقیت الکاظمی و یا عدم آن نقش عمده و تعیین کننده ای داشته باشد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: